
می گفت تو یک شاعری ....یک شاعر عالی
اما نمیدانم چرا این روز ها لالی!!
مثل قناری که دگر خواندن نمیداند
مثل دو ستی که ز سرما تند می مالی
یک ماهی بی سین سر یک سفره ی هفت سین
مثل منی که رفتم و مُردی ز خوشحالی
شاید هزاران شب نمیدانم دقیقا من
امابرایم بود هر شب مثل یک سالی
رفتم برایت مُردم و حالا شدی تنها
از فوت من مانده فقط یک دفتر خالی
با این همه شعرو رباعی وغزلهایم
میگفت تو یک شاعری اما فقط لالی