زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد
از صورت بي طاقتيم پرده برافتاد
گفتيم که عقل از همه کاري به درآيد
بيچاره فروماند چو عشقش به سر افتاد
سلام،
شعرهاي وبلاگ تون يه حس ِ بومي ِ به آدم منتقل مي كنه. بومي چون دور نيست...
در هر صورت تبريك ميگم. زيبا بود وگرم..